داردلان |
زنان ايراني....

مقام معظم رهبري:
زن ايراني راهبر نيست اما از راهبر پاك تر و طيبه و طاهره است.
سرباز نيست اما به قدر سرباز ميدان جنگ، شجاعت دارد و با اينكه جهاد
در ميدان رزم بر او واجب نيست اما به قدر يك جهادگر در راه خدا
تلاش ميكند و در تمام صحنه ها حضور دارد.
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در یکشنبه هجدهم مهر 1389 ساعت 11:30. - لينک ثابت
* حجاب *

خواهرم ! سياهي چادر تو كوبنده تر از سرخي خون من است .
مي خواهم كه لااقل ، تو يكي از پيروان راستين فاطمه زهرا (س) باشي.
شهيد محمد علي يوسفي
خواهرم ! اولين سخن من با تو اين است كه حجابت را حفظ كن.
زيرا حجاب تو ، وقار توست و وقار تو ، افتخار ماست و حجاب تو ، بزرگترين مشتي
مشتي است كه محكم به دهان ضد انقلاب ، زده مي شود.
شهيد سيد مرتضي محمدي
از خواهرانم مي خواهم كه زينب گونه رسالتم را بر دوش گيرند
و با حجاب اسلامي مشتي محكم و دندان شكن بر دهان دشمنان اسلام بزنند
كه گلوله حجابشان سخت تر از تير و گلوله تفنگ من بر دشمن است.
شهيد محمد رضا عاقبتي
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در یکشنبه هجدهم مهر 1389 ساعت 11:13. - لينک ثابت
کربلا....

كربلا كوته ترين راه است تا درگاه دوست !!!
با كه گويم اين ره كوتاه را گم كرده ام.........!!!!
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389 ساعت 16:37. - لينک ثابت
مژده....

مژده آمد که ایام غم نخواهدماند!
چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند....
برای فرج آقا.............۵ صلوات
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در پنجشنبه بیستم خرداد 1389 ساعت 11:27. - لينک ثابت
السلام علیک یا روح الله

مردم کوچه ما شور حسینی دارند سوز ها بر جگر از هجر خمینی دارند
شادی روح امام..............۵صلوات
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389 ساعت 14:33. - لينک ثابت
سیم خاردار...
سردار شهید علی چیت سازیان

تنها کسانی می توانند از سیم خاردار دشمن عبور کنند،که در سیم خاردار
نفس خود گیر نکرده باشند.!!!
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389 ساعت 13:42. - لينک ثابت
مادر شهید....

فرق مادر شهید با دیگر مادران چیست؟
فرق مادر شهید با دیگر مادران روی زمین خلاصه میشود به این:
مادر شهید قبل از اینکه بشود مادر شهید خود میشود شهید....
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389 ساعت 12:29. - لينک ثابت
خواب امام علی
شهید حمزه خسروی،فرمانده عملیات یکی از گروهانهای لشکر المهدی(عج) بود.
روزی پس از ادای نماز صبح، رو به یکی از برادران روحانی می کند و می پرسد:«آقا
اگر کسی خواب امام علی(ع) را ببیند چه تعبیری دارد؟»
روحانی در پاسخ می گوید:«باید دید چه خوابی دیده و ماجرا چگونه بوده است.»
شهید خسروی دیگر چیزی نمی گوید. اما دو ساعت بعد،در یکی از محور های
عملیاتی، حمزه در حالی که فرق سرش شکافته شده بود به دیدار حضرتش
شتافت و رستگار شد.
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389 ساعت 13:25. - لينک ثابت
آرزوی شهادت

دوماه از شروع جنگ تحمیلی گذشته بود.یک شب بچه ها خبر آوردند که یک بسیجی اصفهانی در ارتفاعات کانی سخت تکه تکه شده است .بچه ها رفتند و با هر زحمتی بود بدن مطهر شهید را درون کیسه ای ریختند .آنچه موجب شگفتی ما شد وصیت نامه این شهید بود که نوشته بود:
«خدایا اگر مرا لایق یافتی ،چون مولایم ابا عبدلله الحسین با بدن پاره پاره ببر.»
بر گرفته شده از کتاب دو رکعت عشق
شادی روح شهدا...................۳صلوات
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389 ساعت 11:33. - لينک ثابت
چفیه یعنی باز گمنامی شهید
از شهیدستان گمنامی رسید
خبر را که میشنوی دلت بی قرار می شود . از خود بی خود میشو ی. بغض گلویت را می فشارد.اشکهایت جاری می شود. دوباره .........
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389 ساعت 18:6. - لينک ثابت
فقط او رفت!...
آن شب قبل از عملیات والفجر۴ شهید «محمد علیزاده » به من گفت :خواب دیدم
آقا خودش به من گفت:«بلند شو بیا ! بلند شو بیا پیش خودم.»!....
محمد مجروح شده بود و روی دوش من بود . من به شوخی گفتم:
«محمد پس چی شد؟!» دیدم زیر لب زمزمه هایی می کند. خوب گوش دادم دیدم
میگوید: «اسلام علیک یا صاحب الزمان(عج)»!
در همان حال یک توپ مستقیم زدند زیر پای ما،و اصلا نمی دانم چرا فقط او رفتنی شد؟!...
شادی روح امام و شهدا............۳صلوات
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389 ساعت 16:45. - لينک ثابت
هدیه ای برای رزمندگان!
بعد از عملیات کربلای۵ عده ای از مسلمانان شهر ناکپور هند تعدادی پیشانی بند منقش به «الله اکبر»و «خمینی رهبر» برای رزمندگان فرستاده بودند به همراه نامه ای که قسمتی از آن چنین بود:«ما از لحاظ مالی آن قدر فقیریم که فقط می توانیم این تحفه ناقابل را هدیه ی شما رزمندگان کنیم این آرزوی قلبی ماست که بتوانیم روزی از نزدیک چهره نورانی شما رزمندگان را ببینیم ولی آن قدر تهیدست و فقیریم که توان مسافرت از شهر خودمان تا دهلی را هم نداریم. برادران! اگر شما در روز محشر به فریادمان نرسید ،پس چه کسی از این دورافتادگان غریب یاد خواهد کرد؟!!...»
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389 ساعت 15:42. - لينک ثابت
بسیجی پابرهنه...

شهید ناصر احمدی ،از بچه های اردوگاه شهدای تخریب بود.دوستانش تعریف می کنند:«ناصر بیشتر وقتها با پای برهنه در بیابانهای خوزستان می گشت.همیشه می گفت:این سرزمین با خون پاک ترین آدمها تطهیر شده و من شرم دارم با کفش بر روی آنها راه بروم.
شادی روح شهدا .............۳صلوات
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389 ساعت 15:20. - لينک ثابت
او پیشانی همه را می بوسید!

یکی از برادران لشکر حضرت رسول می گوید:
در گردان ما برادری بودکه عادت داشت پیشانی شهدا را ببوسد.وقتی شهید شد بچه ها تصمیم گرفتند به تلافی آن همه محبت،پیشانی او را غرق بوسه کنند،پارچه را که کنار زدیم،نعش بی سر او دل همه مان را آتش زد.
شادی روح شهدا..............۳صلوات
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در شنبه هجدهم اردیبهشت 1389 ساعت 16:47. - لينک ثابت
دعا کنید شهیدتر بشوم......

دعا کنید که من ناپدیدتر بشوم.........
که در حضور خدا روسپید تر بشوم..........
بریده های من آن سوی عشق گم شده اند.........
دعا کنید که از این هم شهیدتر بشوم........!!
شادی روح امام و شهدا..........۳صلوات
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389 ساعت 17:12. - لينک ثابت
با که گویم شوق رفتن نیست کس را در مسیر ........ ورنه راه عشق آسان است و مقصد دور نیست.........

به راستی چه چیزی شهدا را به مقام شهادت رساند؟....
آیا مقام شهادت دست نایافتنی است ؟...هرگز!!
خصوصیت مشترک تمام شهدا انجام واجبات و ترک محرمات بوده است
پس بسم الله..........
ما هم میتوانیم شهید شویم!!!!!
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389 ساعت 16:28. - لينک ثابت
گمنامی..............

در گمنامی هم مشترکیم ای شهید تو پلاکت را گم کرده ای و من هویتم را......!!!
شادی روح شهدای گمنام..........۳صلوات
نوشته شده توسط شیدای شلمچه در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389 ساعت 14:2. - لينک ثابت
درباره ي ما

این وبلاگ برای کسانی است که دلتنگند و می خواهند دلشان را دار بزنند
هرزمان کسی به شهید میرزایی می گفت:"چرا برای خودت وصیت نامه نمی نویسی؟می گفت من که سواد انچنانی ندارم تا وصیت نامه بنویسم ،وصیت نامه من همین یک جمله است ،گفت :به شما می گویم تا به ذهنتان بسپارید و آن اینکه:"من دلم را به دار خواهم زد"
موضوعات
ديگر ياوران
نوشته هاي پيشين
آخرين نوشته ها
ديگر امکانات